غلامعلى صفايى

344

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و لاضطرار أو تناسب صرف * ذو المنع و المصروف قد لا ينصرف ولى تنوين « يا مطر » تنوين ضرورت است ؛ زيرا مناداى معرفه مبنى بر ضم مىباشد و تنوين تمكين هرگز قبول نمىكند . و ثامنا : عطف بر « سابعا » است و معناى عبارت اين گونه مىشود : و اضافه كرده‌اند بعضى از نحويون تنوين هشتمى را ، كه آن تنوين شاذ است و اين تنوين فقط در اسماى مبنى وجود دارد مانند قول بعضى از عربها « هؤلاء قومك » كه اسم اشاره تنوين داده شده است و ابو زيد لغوى آن را حكايت كرده است و فايدهء اين تنوين فقط كثرت لفظ در سخن و زياده‌گوئى است همان‌طور كه زيادت الف در « قبعثرى : شتر بزرگ » فقط به جهت كثرت در لفظ به آن ملحق شده است . نكته : در « هؤلاء » چون همزه آن مكسور است در هنگام الحاق نون تنوين شاذ ، به صورت تنوين جر نوشته مىشود و اين منافاتى با مبتدا بودن آن ندارد . ذكر ابن الخبّاز : احمد بن حسين بن خبّاز در كتاب شرح جزوليه بيان كرده است كه ، اقسام تنوين ده عدد است يعنى دو تنوين ديگر بر اين هشت تنوين اضافه كرده است و ايشان تنوين ضرورت را كه ما گفتيم در دو مورد مناداى مضموم و اسماء غير منصرف وجود دارد ، گفته است اين تنوين يك مورد بيشتر ندارد و آن مناداى مضموم است ، سپس گفته است ، يك تنوين ديگر نيز داريم كه ملحق به اسماء غير منصرف مىشود كه به آن تنوين غير منصرف مىگويند بنابراين با دو تا كردن تنوين ضرورت به تنوين غير منصرف و تنوين ضرورت تعداد آنها را به نه رسانده ، پس از آن گفته است و تنوين دهم ، تنوين حكايه است ، و آن تنوينى است كه در اسماء علم محكى از جمل و مركبات ناقص وجود دارد به عنوان مثال گاهى موصوف و صفتى مثل « عقلة لبيبة » اسم كسى با همين تنوين مذكور در آن مىشود ، و در عبارات - با آنكه اين اسم مركب به جهت تأنيث و علميت غير منصرف است - با همين تنوين استعمال مىشود ، درحاليكه تا قبل از علميت تنوين آن تنوين تمكين بود لكن بعد از علميت ، ديگر نمىتواند تنوين بپذيرد زيرا غير منصرف شده و اين گونه اسماء منوّن نمىباشند مگر در حال ضرورت و در اينجا چون هيچگونه